ير مي شمارد.
کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت .
همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد .
وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست … .
- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، …
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .
- فرقی نداره . فقط … ، فقط دردش کم باشه !كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد. استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند.
در طول شش ماه استاد فقط روي بدنسازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از آن خبررسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود.استاد به آن كودك فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روی همان فن كار كرد. سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان, با استفاده از آن یك فن, همه حريفان خود را شكست دهد!
سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاه ها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات كشوري، آن كودك يك دست موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان سراسري كشورانتخاب گردد. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: "دليل پيروزي تو اين بود كه اولاً به همان يك فن به خوبي مسلط بودي، ثانياً تنها اميدت همان يك فن بود، و سوم اينكه راه شناخته شده مقابله با اين فن ، گرفتن دست چپ حريف بود كه تو چنين دست نداشتي!
نتیجه اخلاقی: استفاده صحیح از چیزهایی که داریم و نداریم.
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='text' href='w:html:48.xml' >ازدواج</a><a class='text' href='w:html:49.xml' >دزد با شرف!!</a><a class='text' href='w:html:50.xml' >متشکرم!!</a><a class='text' href='w:html:51.xml' >راز خوشبختی</a><a class='text' href='w:html:52.xml' >تعمیرکار و جراح</a><a class='text' href='w:html:53.xml' >وینستون چرچیل</a><a class='text' href='w:html:54.xml' >دعای کوروش کبیر</a><a class='text' href='w:html:55.xml' >عبور از پل های زندگی</a><a class='text' href='w:html:56.xml' >راهی برای ابراز عشق</a><a class='text' href='w:html:57.xml' >دختر چسب زخم فروش</a></body></html><html><body><p>چند وقت پیش یه آقایی برای یه کاری چند باری به دفتر مراجعه کرد . شخص محترم و خوش برخوردی بود . یه روز ازم پرسید : آقای ….تو ازدواج کردی ؟
وقتی جواب منفی شنید دلیلش رو پرسید، گفتم : درس و کار ! اونم با ناراحتی جواب داد: آره! الان همه جوونا همینطوری شدن یکیش همین دختر من
که تا حالا کلی خواستگار داشته اما همش درس رو بهونه کرده ! بعد بهم گفت : حالا اگه بخوای خودم می تونم برات آستین بالا بزنم ! پیش خودم فکر
کردم حتما از من بخاطر رفتارم خوشش اومده و ازم بخواد که بیام خواستگاری دخترش ! گفتم : اتفاقا اگه شخصی باشه که با هم تفاهم داشته باشیم و
خودش هم برای ازدواج با من راضی باشه حرفی ندارم ! پرسید : ملاک تو برای ازدواج چیه ؟ منم خواستم یکم خوش شیرینی کنم گفتم : وا… ملاک
خاصی نیست هر چی شما صلاح بدونین !!! ایشون هم گفـت : همینه ! مشکل تو همینه که ازدواج رو به مسخره گرفتی و فکر می کنی که همه ملت
الاف تو هستن تا یکی دخترش رو بیاره دو دستی تحویل تو بده ! وگرنه اگه الان کور و علیل هم بودی ازدواج کرده بودی</p></body></html><html><body><p>گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند :
چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس
نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است</p></body></html><html><body><p>چون تير رها گشته ز چلّه شده ايم!
مهمان شما در شب چلّه شده ايم!
از برکت اين سفره ي الوان شما
تا خرخره خورده،چاق و چلّه شده ايم!
***************
من دارم جمعه مي رم، فکر نکنم ديگه همديگر رو ببينيم... منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدي هام منو ببخش...
از طرف پاييز
***************
تو ميري و من فقط نگاهت مي کنم
تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم
بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم
اما براي ديدن تو همين يک لحظه باقيست
***************
محفل آريائي تان طلائي ، دلهايتان دريائي
شاديهايتان يلدائي ، پيشاپيش مبارک باد اين شب اهورائي . . .
***************
قيمت پماد سوختگي شب يلدا(چله)خيلي خيلي بالا ميره.
اگه نگرفتي زود تر بخرش شايد هندوانه اي که گرفتي سفيد در بياد هااا
اون وقت لازمت ميشه!!!
***************
روي گل شما به سرخي انار
شب شما به شيريني هندوانه
خندتون مانند پسته
و عمرتون به بلندي يلدا
***************
بيا اي دل کمي وارونه گرديم
براي هم بيا ديوونه گرديم
شب يلدا شده نزديک اي دوست
براي هم بيا هندونه گرديم
***************
تو خوبي!
تو بهتريني!
تو تکي!
.
.
اينم از هندونه شب يلدات. بذارشون تو يخچال خنک شه ! يلدا مبارک!
***************
بيا اي دل کمي وارونه گرديم ، براي هم بيا ديوونه گرديم ، شب يلدا شده نزديک اي دوست
، براي هم بيا هندونه گرديم . شب يلدا مبارک
***************
ميان دوستان افتاده اي تک / رخت هندونه ،زلطف عين پشمک!
برايت مي زنم اينک پيامک / شب يلداي تو اي گل! مبارک
***************
تو ميري و من فقط نگاهت مي کنم ، تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم ، بي تو يک عمر
فرصت براي گريستن دارم ، اما براي ديدن تو همين يک لحظه باقيست ،
تا يلدايي ديگر انتظارت را خواهم کشيد . . .
***************
چند ساعت بيشتر به آخر پاييز نمونده، جوجه هاتو شمردي!؟
***************
توي سرماي اين شب طولاني به فکر بي خانه مان هايي که چشم ميزنند
زودتر صبح بشه هم هستي ؟
***************
شاديتون 100 شب يلدا دلتون قد يه دريا توي اين شباي سرما يادتون هميشه با ما
يلدا مبارک . . .
***************
روي گل شما به سرخي انار ، شب شما به شيريني هندوانه ، خندتون مانند پسته و
عمرتون به بلندي يلدا . شب يلدا مبارک . . .
***************
يلدا يعني يادمان باشد که زندگي آنقدر کوتاه است که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را
بايد جشن گرفت
يلدايتان مبارک.
***************
ما منتظر صبح شب يلداييم
دستي به دعا تا فرج فرداييم . . .
***************
بين چگونه قناري ز شوق مي لرزد
نترس از شب يلدا بهار آمدني است
***************</p></body></html><html><body><p>همین چند روز پیش، پرستار بچه‌‌‌هایم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسویه حساب كنم .
به او گفتم:بنشینید  می‌‌‌‌دانم كه دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمی‌‌‌آورید. ببینید، ما توافق كردیم كه ماهی سی‌‌‌روبل به شما بدهم این طور نیست؟
 
چهل روبل
نه من یادداشت كرده‌‌‌‌ام، من همیشه به پرستار بچه‌